عبد الكريم بى آزار شيرازى
400
باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)
لباس ، كاملا قابل مقايسه با لباسهاى پارتى است . اين شخص به صورت نيمرخ طرح شده . او با دست راست كه در بالاى قربانگاه قرار گرفته است ، به مركز معبد اشاره مىكند و دست چپش را بر سر كودكى كه در طرف چپ او ايستاده ، گذاشته است . در قيافه طفل ، كه شبيه برخى از نقوش برجستهء دوران هلنستيك مىباشد ، معصوميت خاصى ديده مىشود . دست چپ كودك به طرف قربانگاه دراز شده است و از سيماى او حالتى حاكى از تسليم و رضا استنباط مىشود . مىتوان چنين پنداشت كه مرد حاضر در صحنه كودك را براى قربانى كردن به اين مكان آورده است . از سوى ديگر ، با توجه به گاوى كه به سوى مذبح در حركت است ، چنين به نظر مىرسد كه به جاى كودك گاو را براى قربانى كردن آوردهاند ؛ و احتمال دارد شاهينى كه بر پشت گاو سوار است ، قاصدى باشد كه گاو را به اين مكان هدايت كرده تا به جاى كودك قربانى گردد . اگر چنين باشد كه پنداشتهايم ، مسئله قربانى كردن حيوان به جاى انسان ، كه ريشههاى باستانى دارد و از دير زمان به صورت قصص و حكايات در اديان و مذاهب مختلف نقل شده است ، در اين نقش تحقق يافته است . به اين ترتيب سر نخ يكى از اديان الهى آشكار شده است . تمامى اين نقوش برجسته بر روى بدنه مصطبه معبد حجارى شده و داراى پايهاى به پهناى 70 سانتيمتر است . ديواره حجارى شده و صاف بنادر زير نقوش در جهت پايين ادامه مىيابد و احتمال دارد كه بر روى اين بدنه يا حواشى آن نقوش كتيبهاى وجود داشته باشد ، ولى در عمق 3 مترى اين كارگاه عمليات گمانهزنى به علت كمى وقت و مساعد نبودن فصل متوقف شد ؛ اما با توجه به ديوار مرمتى اين مصطبه كه بلندى آن بيش از 3 متر ادامه دارد مىتوان تصور كرد كه بدنه نقوش برجسته نيز چندان مرتفع نباشد . ولى كيفيت حجارى زير نقوش طورى است كه شايد به پلهاى كه به سراشيبى تپه منتهى مىشده است ، راه پيدا كند . به هر جهت وضع نقوش حاكى از يك ايدئولوژى مذهبى الهى و معمارى است كه به سبك و اسلوب ساختمانى برده شده است ، و به صورت مصطبهاى كه معبد بر بالاى آن